-  مردی از آن حضرت درباره گفتار خداوند عزوجل پرسید که فرموده است: "وَ مَن یتَوکَّل عَلَی الله فَهُوَ حَسبُهُ" . امام (علیه السلام) فرمودند: توکل درجاتی دارد، یک درجه آن این است که در همه کارهای خود به خدا اعتماد کنی و به آنچه می کند خشنود باشی و بدانی که خداوند خیر و عنایت خود را از تو دریغ نداشته است و یقین کنی که در همه کارها حکم به دست خداست بنابراین به او توکل، و امور خود را به او واگذار کن، دیگر از درجات توکل ایمان به همه چیزهایی است که خداوند آنها را در پس پرده غیب نگه داشته است و دانش تو بدانها احاطه ندارد و تو شناخت آنها را به او واگذاشته ای و در این مورد و دیگر موارد به او اعتماد کرده ای.

-  در جای دیگر از آن حضرت پرسش شد که توکل چیست؟

امام علیه السلام فرمودند: این که به جز از خدا نترسیم.

-  احمدبن نجم از آن حضرت درباره عجب و خودپسندی که موجب تباهی اعمال است پرسید:

امام علیه السلام فرمودند: خودپسندی درجاتی دارد، یکی از آنها این است که کارهای زشت انسان برایش آرایش داده می شود و در نتیجه اعمال بد خود را خوب می بیند و به غرور می افتد و می پندارد که آنچه انجام می دهد خوب است، دیگر از درجات خودپسندی این است که بنده به پروردگارش ایمان می آورد و این را منّتی از خود بر خدا می داند، در حالی که منت برای خداوند است که نعمت ایمان را به او ارزانی داشته است.

 -  همچنین فرموده اند: کسی که این پنج صفت در او نیست، در هیچ امری از امور دنیا و آخرت به او امیدواری نباشید، و این کسی است که اصالت خاندان، بخشش طبع، استواری خلق، نجابت نفس و بیم از پروردگار را در او نمی یابی.

-  از آن حضرت پرسش شد فرومایه کیست؟ فرمودند آن کس كه به چیزی جز خدا خویش را سرگرم کرده است.

-  خداوند بیهوده گویی و تلف کردن دارایی و پرسش و خواهش بسیار را دشمن می دارد.

-  دوستی و مهربانی با مردم نیمی از خردمندی است.

-  خرد مرد مسلمان زمانی کامل می شود، که این ده صفت در او وجود یابد: خوبی او به دیگران برسد، و از بدی او ایمن باشد،نیکی اندک دیگران را بسیار شمارد، و نیکی خود را به دیگران اندک داند، درخواستهای دیگران او را به ستوه نیاورد ، و از به دست آوردن دانش در تمام دوران عمر خویش دلگیر نشود، ناداری را در راه خشنودی خداوند از توانگری بیشتر دوست بدارد، و خواری را در راه او از عزت در نزد دشمنانش محبوبتر بداند، و به گمنامی بیش از آوازه و شهرت راغب باشد.

سپس فرمودند: این دهمی و چه مهم است آن.

عرض شد: آن چیست؟

فرمودند: این که به هیچ کس ننگرد مگر این که او را بهتر و پرهیزگارتر از خویش بداند، زیرا این مردم دو گونه اند، گونه ای از او بهتر و پرهیزگارترند و دسته ای از او بدتر و فرومایه تر، پس هنگامی که کسی را دیدار می کند که از او بدتر و پست تر است؛ باید چنین پندارد که شاید خوبی این مرد در باطن است، و این پوشیدگی برای او بهتر باشد، و خوبی من در ظاهر و آشکار است که این برای من بد است و چون با کسی که از او بهتر و پرهیزگارتر است روبرو می شود و برای این که خود را به مرتبه او برساند نسبت به او تواضع کند، این فروتنی به او بزرگی می دهد و بر خوبی او می افزاید، و در میان مردم نیکنامی و سروری به او می بخشد.

-  خاموشی دری از درهای حکمت است، خاموشی محبت دیگران را به سوی خود می کشاند، و به هر خوبی رهبری می کند.

-  دوست هر کس خرد او، و دشمنش نادانی اوست.

-  پاکیزگی خوی پیامبران است.

-  اگر سخن از کسی می گویی که حضور دارد، او را با کنیه بخوان و اگر غایب است نام او را یاد کن.

-  بر مردم روزگاری فرا می رسد که سلامت کامل اگر ده جزء باشد نه جزء آن در گوشه گیری، و یک جزء دیگر در خاموشی است.

-  هر کس محاسبه نفس خویش کند سود برد و هر کس از آن غفلت کند دچار زیان شود.

  -  هر کس بیمناک باشد ایمنی یابد، و آن که از گذشت روزگار عبرت گیرد دارای بینش شود.

-  هر که از بینش برخوردار باشد دارای فهم شود و آن که دارای فهم است عالم و دانشور است.

-  آن کس که نادان را دوستدار شود در رنج افتد.

-  بهترین دارایی آن است که آبروی آدمی بدان نگهداری شود، و برترین خرد این است که انسان خویشتن را بشناسد.

-  مؤمن اگر خشمگین شود خشم او؛ وی را از طریق حق بیرون نمی برد، و اگر خوشحالی و رضایتمندی یابد این خرسندی او را دچار باطل نمی سازد، و هنگامی که قدرت و غلبه می یابد بیشتر از آنچه حق دارد نمی گیرد.

 -  دلها را رغبت و نفرت، و نشاط و سستی است هنگامی که دل میل و اقبال می کند بینش و ادراک دارد و زمانی که نفرت و بی میلی دارد، افسرده و ناتوان است از این رو دل را هنگامی که اقبال و نشاط دارد به کار گیرید و زمانی که سست و بی میل است او را رها کنید.

-  پادشاه را با بیم، و دوست را با فروتنی، و دشمن را با خودداری و پرهیز و توده مردم را با گشاده رویی همنشینی کنید.

-  گمان خود را نسبت به خدا نیکو کن، زیرا هر کس گمانش به خدا نیکو باشد خداوند مانند گمانش با او رفتار خواهد کرد.

-  هر کسی به روزی اندک خشنود باشد، عمل اندک او پذیرفته است، و کسی که به اندکی از حلال خرسند باشد، رنج او کم و عائله اش آسوده است و خداوند او را به درد و درمان زندگی بینا و سالم به سرای آخرت باز می گرداند.

-  بخیل را آسودگی و حسود را خوشی و دلخسته را وفا و دروغگو را مردانگی نیست.

-  از امام رضا علیه السلام پرسیده شد بندگان خوب خدا چه کسانی هستند، فرمودند: کسانی که هنگامی که کار نیکی انجام می دهند شاد می شوند.

  اگر مرتکب کار بدی شوند، استغفار می کنند. هنگامی که درباره آنان بخششی می شود سپاسگزار می شوند.چون به بلیه ای گرفتار شوند شکیبایی می ورزند.

  زمانی که به خشم آورده می شوند گذشت می کنند.

-  علی بن شعیب گفته است: به خدمت ابی الحسن الرضا علیه السلام رسیدم.

به من فرمودند: ای علی، از مردم کدام کس زندگی را نیکوتر می گذراند؟

عرض کردم: ای سرور من شما از من بدین داناترید.

فرمودند: آن کس که بهبود زندگی دیگری را جزیی از زندگی خود قرار دهد.

سپس فرمودند: ای علی چه کسی زندگی را بدتر از همه می گذراند؟

عرض کردم: شما داناترید.

فرمودند: کسی که از زندگی خود بهره ای به دیگری نمی رساند.

- امام علیه السلام فرموده اند : ایمان انسان کامل نمی شود مگر این که سه صفت در او وجود داشته باشد: دانش‌ دین؛ بیاموزد و در معیشت اندازه را نیکو نگهدارد، و بر بلاها و گرفتاریها شکیبایی کند.